|
علم و
زيبايي
يكي
از مشهور ترين شعرهاي والت وايتمن اين است:
وقتي
دانشمند اخترشناس را گوش فرا دادم,وقتي دلا يل و تصاوير قبل از من در
ستونها چيده شده بودند,وقتي من نقشه ها و نمو دارها را براي
اضافه,تقسيم و اندازه گيري آنها نشان داده بودم,وقتي من در جايي كه
اخترشناس با كف زدن حضار در سالن سخنراني ,سخنراني مي كرد او را گوش
كردم,چقدر زود خسته و بيمار شدم, تا زمان بلند شدن و سر خور دن به
بيرون در هواي راز گونه’ مر طوب شبانه از خود در شگفت بودم ؛ و لحظه به
لحظه به ستاره هاي كاملا آرام نگاه مي كردم.
من
تصور مي كنم خيلي ها با خواندن اين سطر ها به خود مي گويند:"چقدر
درست!" . علم فقط با محدود كردن هم چيز به اعداد و جداول و اندازه ها
همه’ زيبايي ظاهري هر چيز را مي مكد."چرا بايد زحمت يادگيري همه’
جزييات را به خود بدهم در حالي كه مي توا نم تنها بيرون رفته و به
ستاره ها نگاه كنم؟" اين ديدگاه از نظر زيبا شناختي كاملا غلط است كه
تلاش كنيم همه’ مهارت هاي دشوار در علم را دنبال كنيم؛در عوض شما مي
توانيد تنها يك نگاه به آسمان شب بياندازيد و يك اثر آني زيبايي را
بگيريد و غفلتا وارد يك باشگاه شبانه شو يد.
مشكل
اين است كه وايتمن در حال حرف زدن كلاه بر سر دارد , اما مرد بيچاره
چيز بهتري نمي دانست.
من
منكر زيبايي آسمان شب نيستم. من زمان زيادي را, براي ساعت ها,با نگاه
كردن به ستاره ها در دشت گذرانده ام, و از زيبايي آنها حيرت كرده ام.
اما چيزي كه من مي بينم- آن نقاط آرام چشمك زن نور- همه’ زيبايي ها
نيست. آيا بايد به ديدن انعكاس درخشش خورشيد در يك سنگريزه راضي شوم و
همه’ داده هاي ساحل را با نا آگاهي بپذيرم؟
آن
لكه هاي نوراني در آسمان كه ما آنها را سيارات مي ناميم, دنياهايي
هستند با جو ضخيم از دي اكسيد كربن و اسيد سولفوريك, دنياهاي مرده اي
با دهانه هاي آبله گون, دنياهاي آتشفشاني گوجه اي پف كرده از خاك در
خلا. دنياهايي با بيابانهاي صورتي و متروك. اگر ما فقط به آسمان شب چشم
بدوزيم, هر كدام با يك شكوه و رمز زيبايي كه در يك روزنه’ نور وجود
دارد, رويت مي -شوند.
ديگر
لكه هاي نوراني ستاره هايي هستند ما به جز سيارات كه در واقع چون
خورشيد هستند و بعضي از آنها به گونه اي غير قابل باور با عظمت, هر
كدام هزاران برابر ستاره اي ما نند خورشيد ما , بعضي از آنها تنها
غول هاي قرمز داغي هستند كه به سختي انرژي از خود بيرون مي دهند, بعضي
از آنها هم جرم خورشيد اما به اندازه يك توپ كوچكتر از زمين فشرده شده
اند, بعضي هم با همان جرم خورشيد در حجم يك سيارك فرو رفته اند و
بعضي فشرده تر كه با حجمي نزديك به صفر كاهيده اند, جايي كه يك ميدان
گرانشي قوي همه چيزي را گير مي اند ازد و چيزي گسيل نمي كن؛ با سقوط
مار پيچ وار ماده در چاله’ بي انتها فرياد وحشي مرگ از پرتو هاي
مجهول بيرون مي دهند.
ستارگاني هستند كه به طور پايان نا پذيري در يك تنفس عظيم كيهاني مي
تپند؛ و ديگراني كه سوختشان را مصرف كرد ه اند , گسترده شده و سرخ مي
شوند تا اينكه سيارات خود را اگر داشته باشند ببلعند. و روزي بيليونها
سال از اكنون, خورشيد ما گسترده خواهد شد و زمين خواهد سوخت, خشك شده
و به گازي از آهن- سنگ تبديل خواهد شد؛ گويي هرگز اثري از زندگي
بر روي آن وجود ند اشته . و بعضي ستارگان در يك تحول عظيم منفجر شده
,كه وزش شديد اشعه كيهاني با راندن بيرون گراي نزديك به سرعت نور كه
بدست آورده, پس از طي هزاران سال نوري به زمين مي رسد و نيروي دوراني
از طريق تغيير ناگهاني فراهم مي -آورد.
آن
ستارگان كمي كه ما مي بينيم كه در آرامش كامل بدنبالشان هستيم(حدود2500
و نه بيشتر, حتي در تاريك ترين و تمييز ترين شب) بوسيله’ يك گروه عظيمي
كه ما نمي بينيم, براي شكل گيري يك عدسي عظيم در فضا, به بزرگي 300
بيليون به هم پيوسته اند.
و
اطراف مركز در يك پيچ عظيم و ثابت مي چرخد كه دويست ميليون سال براي
تكميل آن طول مي كشد و خورشيد, زمين و خود ما همگي مجبور يم كه بچرخيم.
فرا
تر از كهكشان راه شيري,كهكشانهاي ديگر هستند, يك گروه يا بيشتر آنها به
خوشه’ كهكشاني ما وابسته هستند, بيشتر آنها كوچك, بدون داشتن بيش از يك
ميليون ستاره, اما حدا قل يكي اندازه’ كهكشان ما است؛كهكشان زن به
زنجير كشيده شده.
فرا
تر از خوشه’ ما, كهكشان هاي ديگر و خوشه هاي ديگر وجود دارند, بعضي
خوشه از هزاران كهكشان تشكيل شده اند.آنها منبسط مي شوند, بيرون و باز
هم بيرون, به دوري برد بهترين تلسكوب هاي ما كه مي توا نند ببينند,
بدون نشانه اي از انتها-شايد يكصد بيليون از آنها.
و در
بيشتر و بيشتر اين كهكشانها ما از تندي آنها در مركز پر نور و بدون
تشعشع, با نشانه هايي از مرگ شايد بيليون ها ستاره آگاهيم.
حتي
در مركز كهكشان خودمان شدت نهان غير قابل باوري در اطراف, دور از
منظومه’ خورشيدي, بوسيله’ ابرهاي عظيم گاز و غبار كه بين ما مركز
جابجايي وجود دارد.
بعضي
مراكز كهكشاني بسيار پر نور هستند كه ما مي توانيم آنها را از فاصله’
بيليون ها سال نوري ببينيم, فواصلي چنان دور از كهكشان كه خودشان ديده
نمي شوند و تنها مركز ستاره گونه’ آنها بصورتي از انرژي ظاهر مي شود؛
ما نند كوازارها.
بعضي
بيش از ده بيليون سال نوري دور اندازه گيري شده اند. همه’ اين
كهكشانها در يك انبساط عظيم عالم كه 15 بيليون سال قبل آغاز شده از
همديگر دور مي شوند, زماني كه همه’ ماده در عالم در يك گوي كوچك بود كه
در يك تلاشي بزرگ قابل تصور گسيل شده اند تا كهكشانها را شكل دهند.
عالم
ممكن است تا ابد منبسط شود يا شايد روزي برسد كه انبساط كاهش يافته و
بصورت انقباض براي تشكيل دوباره گوي كوچك به عقب باز گردد و بازي به
تمامي از اول آغاز شود بطوريكه عالم در تنفس هاي دم و باز دم است كه
ممكن است يك تريليون سال طول بكشد.
همه’
اين تصوير -به دور از تصور بشر- بوسيله كار هاي صدها دانشمند اختر شناس
انجام شده بود.همه’ آن : همه’ آن بعد از مرگ وايتمن(1892) كشف شد و
بيشتر آنها در 25 سال گذشته و بنابراين شاعر بيچاره هرگز نمي دانست
وقتي كه او به ستارگان كاملا آرام نظاره مي -كرده چه زيبايي احمقانه و
محدودي را رويت كرده است.
هيچكدام نمي توانيم زيبايي محدود قابل گسترش در آينده را توسط علم
بدانيم يا تصور كنيم.
مقاله’
علم و زيبايي از كتاب "فكر سرگردان"( كتاب هاي تيتان-افسانه’ يوناني-)
:1983
ايزاك
آسيموف
ترجمه: فرهاد ذكاوت
وير
استار: حسين شهرا بي
|